سی دی بهشت و جهنم

برسیم که اینها مکان های خاصی نیستند که ما بخواهیم وارد آنجا بشویم ، اینها جایگاه هایی هستند که با مکان ارتباطی ندارند یعنی اینطور نیست که ما منتقل شویم و ما را به بهشت یا جهنم ببرند .
خداوند برای مخلوقات خود زندگی کردن در زمان حال را انتخاب کرده ، نه اینکه به خیال آینده کاری را انجام دهیم ، و مزد هر کاری را نقدی پرداخت میکند ، یعنی اینطور نیست که ما کاری انجام دهیم و حالا شاید در آینده اتفاقی بیافتد .
به عقیده من بهشت و جهنم در درون خود ما هستند ، مثلا اگر یک آدم خمار را به بهترین جزیره تفریحی ببرند و یا او را به استخر ببرند ویا هر جای لذت بخش و تفریحی دیگری که ببرند به علت خماری و حال خراب هیچ حس خوبی به آنشخص دست نمیدهد و نقطه مقابل اگر شخص نشئه ای را در بیابانی با 40 درجه گرما رها کنند زیر یک تکه درخت خشک هم که باشد میگوید به به زندگی چه زیباست و عجب طبیعت زیبایی.
این خماری و خمر مربوط است به همین قضیه ، یعنی یکی از خمرهای ما غدد شبه افیونی بدن انسان است که اگر ترشح کند بهشت بوجود میآید و اگر ترشح نکند جهنم ساخته میشود ، مثلا به بچه ها نگاه کنید میبینید که همیشه در بهشت بسر میبرند ، چون سیستم افیونی بچه ها خیلی منظم کار میکند که مثلا میتوانند ساعتها با یک تکه چوب ویا خاک بازی کنند ، آدم بزرگ ها ، در بازی ، اگر وسائل بازی آنها کمی ایراد داشته باشد نمیتوانند بازی کنند و وسائل بازی را به گوشه ای پرت میکنند ولی بچه ها از هر نوع امکاناتی استفاده میکنند و تازه اگر هیچ چیز هم نداشته باشند میتوانند ساعتها با خود حرف بزنند و مثلا بازی کنند .
حال ببینیم که بهشت و جهنم میتواند تابع درون موجود باشد یا خیر ؟
میتوانیم بگوییم آدم های مثبت ،بار ، مثبت هستند و آدم های منفی ، بار ، منفی
میتوان یک اجتماع را اینگونه توضیح داد ، که مکان هایی که در آن تولید انجام میگیرد و یا درمان انجام میشود و اتفاقات خوب میافتد را بصورت بار مثبت در نظر داشت و مکان هایی که در آن کارهای بد انجام میگیرد را بصورت بار منفی در نظر گرفت ، انسان هایی که تولید دارند ، بار مثبت و انسان هایی که تخریب میکنند بار منفی ، پس یک اجتماع را میتوان گفت ، مجموعه ای از بارهای مثبت و منفی .
هر باری در اطراف خود یک محیطی بوجود میآورد که آنرا میدان مینامیم ، مثلا دیده اید که میگویند فلانی آنقدر حالش بد است که نمیتوان با او حرف زد و یا طرفش رفت ویا تا او را میبینی حالت بد میشه ، و یا جایی رفتیم که نمیشه تحمل کرد و در آنجا ایستاد ، یا در یک خانه رفتیم ، خیلی هم خوب و شیک بود ، ولی یک جوری بود و آدم احساس خفگی میکرد ، این به خاطر ورود ما به آن میدان است .
یا از خماری حال بدی داریم و وقتی وارد یک مکان میشویم خماری را از یاد میبریم و حالمان خوب میشود ، ممکن است که شما کنار یک نفر بنشینید و خیلی زود احساس خماری کنید و آدم هایی هستند که وقتی شما کنار آنها هستید احساس میکنید حالتان بهتر شده که این همان میدان مثبت و یا منفی میبا شد .
اگر ساختاری بار منفی زیادی داشته باشد آن اجتماع بستر مناسبی میباشد برای وقوع جرم ، یعنی در چنین اجتماعی خلاف کردن خیلی راحت انجام میپذیرد یعنی بستر مناسبی است برای اعتیاد و یا فسادهای دیگر و کارهای ضد ارزشی .
مثل یک آهن ربا که یک میدان مغناطیسی دارد و وقتی یک تکه آهن را به آن نزدیک کنید ، آهن را جذب میکند ، مثل اعتیاد ، وقتی یک نفر ناخالصی داشته باشد جذب نیروی منفی میگردد که در اینجاست که نیرو بوجود می آید ، یعنی یک بار خود شخص است و یک بار سیستم و با وجود هر دو اینهاست که نیرو بوجود آمده ، وقتی شما یک بار خنثی را به میدان ببرید هیچ اتفاقی نمیافتد بار خنثی یعنی کسی که مشکل اعتیاد ندارد و اگر از یک خیابانی رد شود که همه مصرف کننده باشند ، او اصلا متوجه نمیشود فقط ممکن است بگوید ، چه بوی بدی میآید و یا اگر از جایی رد شود که همه ساقی باشند این شخص متوجه نمیشود ، چون میدان هست ولی بار در درون او وجود ندارد که جاذبه یا دافعه انجام پذیرد و نیرو را حس کند .
قانون چشمه : هر نقطه ای از فضا میتواند از خودش میدان ( بستر ) به سمت بیرون داشته باشد ، میتواند به سمت درون داشته و یا میتواند خنثی باشد ، به عبارتی اگر موجودی در درونش تجمع بار مثبت زیاد باشد این موجود تبدیل میشود به چشمه و از آن امواج بوجود میآید و به خارج متصاعد میگردد اگر منفی باشد بار منفی متصاعد میشود و اگر خنثی باشد اتفاقی نمیافتد ، که در موجود زنده حالت خنثی نداریم و آن چیزی را که موجود احساس میکند ، آن چیزی است که از درون خودش تراوش میکند ، پس اگر من در جایی قرار بگیرم ، اگر بار من یا میدان من مثبت باشد آنجا برای من بهشت است و اگر بار ، یا میدان من منفی باشد در هر مکانی که قرار بگیرم آن مکان برای من جهنم میباشد و آنجا را تبدیل به جهنم و تاریکی خواهم کرد .
با کمال تشکر از استاد جهان بینی
کنگره 60
جناب آقای امین دژاکام
در کنگره 60 به حلقه متشکل از راهنما و رهجویان او ، لژیون گفته می شود . لژیون ، واحدی آموزشی است با حضور راهنما و شاگردان او که معمولاً بعد از کارگاه های آموزشی کنگره 60 تشکیل جلسه می دهد.