روز پنجشنبه 16/4/90 در نمایندگی شادآباد ، ششمین سال رهایی و آزادی آقای عباس آقایی ، مرزبان نمایندگی پارک طالقانی را جشن گرفتیم .

این جلسه در 50/16 دقیقه با نگهبانی آقای احمد نورمحمدی ، دبیری حسن و استادی علی خدامی آغاز گردید .
استاد جلسه در خصوص دستور جلسه هفتگی گفتند :
وادی یازدهم یکی از وادی هایی است که نوید رهایی است برای آنانی که خواهان رهایی هستند . این وادی ، وادی تضمین رسیدن به بحر و اقیانوس رهایی است برای کسانی که سخت در طلب رسیدن به آن هستند . مصرف کنندگان خواهان رهایی ، که عشق و خواست قوی برای رهایی از دام اعتیاد را دارند ، پتانسیل تبدیل شدن به چشمه های جوشان و رودهای خروشان را دارند . چشمه های جوشان تمثیل افرادی است که حرکت خود را برای رسیدن به رهایی بر اساس اصول و استانداردهای کنگره 60 آغاز می کنند . این حرکت و حرکت های اصولی و صحیح دیگر در مسیر درمان ، برای آنها تولید انرژی می نماید و این انرژی در آن ها ذخیره می شود و در ادامه تبدیل به انسان هایی می شوند که مثال آن ، رودهای خروشان است . رودهایی که هیچ چیز نمی تواند آن ها را متوقف نماید . رودهایی که انرژی عظیمی در آنها وجود دارد و هیچ مانعی نمی تواند در مقابل آنها عرض اندام کند .
استاد جلسه در ادامه سخنان خود در مورد جشن رهایی آقای عباس آقایی اینگونه ادامه دادند :
عباس آقایی مصرف کننده تریاک بود و با استفاده از روش DST و داروی اپیوم به رهایی رسید . عباس ، روز سه شنبه 6/7/84 در شعبه آنقلاب آن روز ، از آقای مهندس دستور قطع گرفتند . عباس پس از رهایی به دنبال کار و زندگی رفت و چند سالی از کنگره دور بود . اما دلش با کنگره بود و کاملاً در صراط مستقیم بود و هدفش استحکام پایه های مالی زندگیش بود .
او پس از این دوره ، دوباره به کنگره برگشت و به خدمت مشغول شد و در حال حاضر یکی از فعالان و خدمتگزاران کنگره است و مرزبان پارک طالقانی است .
تولد امروز شاید مشابه آن پیدا نشود ، از این نظر که عباس ، اولین جشن تولدش در ششمین سال رهایش برگزار می گردد .
او حقیقتاً و خالصانه خدمت می کند و هر کجا که نیاز به خدمت و کمک بوده ، چه مادی و چه غیر مادی ، به نحو مطلوبی حضور داشته است و در لژیون آزمون کمک راهنمایی نیز بسیار فعال است و آرزویش رسیدن به کمک راهنمایی است که انشاالله با خواست خودش و کمک خداوند ، خواهد رسید .
این جشن ، جشن بسیار باشکوه و با احساسی بود . تعداد زیادی از مسافران و همسفران برای مشارکت و تبریک وقت گرفته بودند که خوشبختانه به اکثر آنان وقت مشارکت و تبریک رسید .

مسافر عباس آقایی ، سخنان خود را با انتخاب قطعه ای زیبا از نمایشنامه تعارف خراسانی ، در فضایی پر احساس ، اینگونه آغاز کرد :
زمان ، نیمه های شب ، فصل زمستان .
مکان ، داخل یک اطاق قدیمی در قرن سوم هجری ، یک لحاف و کرسی ، سه تار خاک آلود روی کرسی قرار دارد ، برف در حال ریزش اشت و صدای بوران شنیده می شود .
حلاج : ( کنار کرسی ، دو زانو روی سجاده نشسته و در حال سلام دادن و اتمام است السلام علیکم و رحمته الله و برکاته ) سجده می کند ، از سجده بلند می شود و در حالیکه دو زانو روی سجاده نشسته است ، دستهایش رو به آسمان بلند می کند .............
پیام تولد مسافر عباس آقایی :
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ، ظروف تهیست .اینجا سخن از شکافتن ها و از دل سنگ و غیر ممکن هاست .و تو فرزند خلف کنگره ، چه زیبا این مفهوم را به تصویر کشیدی .
ششمین سالگرد رهایی و آزادیت مبارک باد .