اگر کسی دیدگاه یا تجربه بدی نسبت به مسائل عقیدتی داشته باشد از کل مسئله صرفنظر میکند و دیگر به دنبال علت و دلیل آن نمیرود و آن را پس میزند.
وقتی راجع به این مسئله حساسیت را کمتر کنیم و در موردش تحقیق و بررسی کنیم شاید متوجه شویم که این مسئله اصلا آن طوری که ما فکر میکردیم نبوده و ما یک عقیده اشتباه داشته ایم و روی آن پافشاری میکردیم،یعنی تا زمانی که ما تعصبمان را نسبت به بعضی مسائل کنار نگذاریم نمیتوانیم معنی و مفهوم اصلی آن را درک کنیم.
بعضی مواقع این عقاید بنا به توصیه یا تشویق اطرافیان شکل میگیرد و شخصی بدون اطلاع و آگاهی و از روی تاکید یا توصیه دوستان یا خانواده نسبت به مسئله ای نفرت یا علاقه پیدا میکند در صورتی که کوچکترین آشنایی با اصل موضوع ندارد ومعنی اصلی آن را متوجه نشده یا نمی داند، وتا زمانی که دیدگاهش را تغییر ندهد و نسبت به موضوع بازنگری نکند نمیتواند به درستی یا نادرستی آن مسئله پی ببرد.
علت مخالفت بعضی اشخاص با یک سری از مسائل ناتوانی شخص است، چون نمیخواهد ناتوانی و تاریکی خود را ببیند با آن مسئله مخالفت میکند، چون دیدن ناتوانی و تاریکی خود شهامت زیادی میخواهد. ولی کسی که میخواهد پالایش انجام دهدباید ناتوانی خود را قبول کند و ببیند و دیدن این مسئله خود %50  قضییه است و %50 دیگر با گذشت زمان شناخت ماهیت مسائل و حرکت در روند قضییه حل خواهد شد. ولی اگر ناتوانی خود را نبیند و روند گذشته را در پیش بگیرد هیچ کدام از مشکلاتش حل نخواهد شد.
ادامه دارد.....