روز پنجشنبه مورخ ۱۲/۸/۹۰ از سری کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰ ، در نمایندگی شادآباد با دستور جلسه وادی دوم و تاثیر آن روی من و همچنین تولد اولین سال آزادی و رهایی آقای عباس رسول زاده با استادی آقای علی خدامی برگزار گردید .

خلاصه سخنان استاد :

آقای مهندس دژاکام همواره بر اهمیت وادی ها تاکید بسیار دارند . درمان قطعی اعتیاد زمانی صورت می گیرد که جسم ، روان و جهان بینی به تعادل برسند . ما با کار کردن وادی ها می توانیم به راهمان ادامه دهیم . در وادی اول ، آموختیم که با تفکر ساختارها آغاز می شود . بدون تفکر ، آنچه هست رو به زوال می رود . یاد گرفتیم ، باید قبل از انجام هر کاری ، به چگونگی انجام و نتیجه آن فکر کنیم ، آموختیم تفکر  یک حرکت درونی که ترسیم کننده رفتارهای بیرونی است . تفکر ، حرکت از یک نقطه مجهول به یک نقطه معلوم است برای اینکه مجهول به معلوم تبدیل شود ، تفکر مثبت ، رفتار و رویداد مثبت و تفکر منفی ، رفتار و اتفاقات بد را به دنبال خواهد داشت . آموختیم که تفکر ، آغاز خلق است و هر اتفاق و یا وضعیتی که در زندگی ما بوجود می آید ، نقطه آغاز آن از تفکر ما بوده است . زمانی که مصرف کننده مواد مخدر برای شروع درمان و آغاز سفر اول ، به وادی اول می رسد و به آن عمل می کند ، وقتی به کارها و تخریب هایی که به وجود آورده ، به موقعیت ها و فرصتهایی که از دست داده ، به ضربات سنگینی که به خود و اطرافیانش وارد کرده است و اینکه چه راه طولانی و سختی را باید برای رسیدن به درمان اعتیاد و جبران تخریب ها طی کند ، فکر می کند . در مقابل این هجمه ، ممکن است احساس ضعف ، ناامیدی و پوچی بر او مستولی شود و از هستی و حتی خداوند گله و شکایت کند . اصولاً حرکت در مسیر ضد ارزشها و روی آوردن به مسائل منفی و مخرب و خارج شدن از صراط مستقیم ، ایجاد حس منفی مانند احساس ناامیدی ، پوچی و ... می کند . این احساسات خاص زمانی است که انسان از مسیر صحیح زندگی خارج شده و مرتکب گناه می شود .

وادی دوم به ما می گوید : هیچ مخلوقی در این جهان و در این هستی به جهت بیهودگی خلق نشده است ، همه و همه از کوچک و بزرگ دارای نقش و عملکرد خاص خودشان هستند . هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم ، هر یک از ما ، نسخه ای منحصر به فرد از قدرتها و توانایی هایی هستیم که خداوند به ما داده است . 

در مورد آقای عباس رسول زاده باید بگویم با حالی فوق العاده خراب وارد کنگره شد از برخورد روز اول ، خود عباس بیشتر حضور ذهن دارد که چه تخریب بالایی داشت ، به خاطر مصرف شیشه نمی توانست سفر منظمی داشته باشد . وقتی موضوع را با آقای مهندس در جریان گذاشتم ، برایش دو بار قرنطینه و سقوط آزاد در نظر گرفتند که هر مرتبه بک هفته طول می کشید ، بعد از قرنطینه توانست سفر منظمی داشته باشد . مسئله مهم ، ورود عباس به تیم راگبی و دعوت شدن به اردوی تیم ملی بود . عباس نمونه ی یک درمان صحیح به روش دی اس تی است . در ضمن همسفران عباس در کنگره خدمتگزار هستند . من این روز را به عباس و همسفرانش تبریک می گویم .

پیام تولد :

جلودار واقعی آن خداوندی است که نا ممکن ها را در مقابل ما تعیین و ممکن می نماید . دیدی که چگونه از آن تاریکی وحشتناک بیرون آمدی و در ادامه به این جایگاه رسیدی ، پس به جهت انجام ها هراسی به خود راه ندهید و پیش بروید .

 

عباس رسول زاده :

آرزو می کنم که ورزش در کنگره بیشتر پیشرفت کند . مخصوصا تیم راگبی نتایج بهتری بگیرد . در زمان مصرفم ،پدر و مادرم را خیلی اذیت کردم ، امیدوارم مرا ببخشند . آقای خدامی برایم خیلی زحمت کشیدند ، اگر علی آقا نبودند ، هرگز به رهایی نمی رسیدم ، از آقای خدامی خیلی ممنونم . از بچه های شاد آباد ، برادرهای لژیونی ام ، بچه های تیم راگبی که همیشه حمایتم کردند ممنونم . از آقای سلامی که امروز تشریف آوردند ، ممنونم . از همسر و خواهرم که همسفران من هستند و خیلی حمایتم کردند ، خیلی تشکر می کنم .

راهنمای همسفران :

خانم پیرایش گفتند : من هم این روز را به آقای رسول زاده و خاطره عزیز تبریک می گویم ، خاطره عزیز ، حرکت خیلی خوبی در لژیون داشت و امیدوارم همیشه سلامت و موفق باشند ، از راهنمای خودم خانم فهیمه تشکر می کنم که تشریف آوردند ، به آقای خدامی تبریک می گویم ، امروز اولین تولد رهجوهای من است و من از این بابت خیلی خوشحالم و به همه ی عزیزان این روز را تبریک می گویم ...

خانم خلجی گفتند : من هم این روز را به آقای رسول زاده تبریک می گویم و بدانید که حتما مادرتان ، شما را بخشیده اند که شما به این جایگاه رسیده اید ! به آقای خدامی فوق العاده تبریک می گویم از خانم فهیمه تشکر می کنم که ما را در اولین تولد رهجویانمان تنها نگذاشتند ....

 صحبتهای همسفران :

همسفر خانم خاطره گفتند : آرزو می کنم کنگره جهانی شود و تمام سفر اولی ها این لحظه خوب را تجربه کنند . از همه ممنونم . از راهنمای همسرم آقای خدامی خیلی تشکر می کنم ، از راهنمای خوبم خانم پیرایش تشکر می کنم ، از خانواده همسرم که خیلی ما را حمایت کردند ، تشکر می کنم .  

همسفر خانم ژیلا گفتند : آرزو می کنم تمام مسافران ، همسفرای کوچک به رهایی برسند . از آقای خان ، آقای خدامی ، خانم پیرایش ، خانم خلجی ، بچه های لژیون ، همسفران کوچولو ، از خانم برادرم که خیلی سختی کشید و... تشکر می کنم .

 

با احترام مسافر محمد