سه شنبه مورخ 92.3.28 لژیون با حضور آقای خدامی و با دستور جلسه سی دی وادی سوم 91 ازجناب آقای مهندس دژاکام با استادی مجتبی عزیز آغاز کار کرد.

متن سی دی




باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند.ما با شروع زندگی در این وادی برای خود آغازی تازه داریم آغازی که ما را به سلامتی و صلح و آرامش و آسایش برساند ( بعضی وقتها میگوییم این دانستنها برای چیست که مثلا رود ارس در شمال کشور است ویا زاینده رود به مرداب گاو خونی می ریزد اینها اطلاعات عمومی هستند که خوب است ولی میخواهیم بدانیم به چه درد ما میخورند در اینجا ما وادی ها را می آموزیم و هر چیز که در کنگره آموزش داده میشود برایمان مفید است و بدردمان میخورد چون نیاز داریم  ( کار ما کاری است عملیاتی) چه آغازی ؟ آغازی که ما را به سلامتی و صلح و آسایش برساند اگر بیمار هستیم مداوا شویم اگر جنگ داریم به صلح برسیم و یا اگر در زندگی بحران های متعدد داریم به آسایش برسیم پس به این دلیل است که میخواهیم به آسایش برسیم امیدوار هستیم که شما هم با نگاه کردن به طبیعت به ابعاد گسترده برسید وچون اصوات موسیقی در جهان خود بدرخشید و خود کلید مسیر اصلی راه خود را بیابید ( شما باید به طبیعت نگاه کنید و از آن درس بگیرید تمام بزرگان از طبیعت الگو گرفته اند اگر امروز انسانها هواپیما را اختراع کرده اند آنرا از پرواز پرنده ها درست کرده اند و یا اگر زیر دریایی ساخته شده آنرا از ماهی ها الگو برداری کرده اند پس به طبیعت نگاه کنید و ببینید که درختی که خشک است در فصل بهار چگونه برگ و شکوفه ومیوه  می دهد یا هوای گرم تابستان در زمستان چگونه سرد می گردد ویا رودی که خشک شده چگونه با بارندگی جریان می یابد .ما اصطلاحا از کلید برای حل مشکل استفاده می کنیم وقتی با دری بسته مواجه می شویم باید کلید آنرا داشته باشیم که در را به راحتی باز کنیم و در غیر اینصورت با مشکل مواجه میشویم)
ما نیک می دانیم که انسان اگر خود جستجو نکند حتی اگر با تمام کاوشگران ماهر همنشین باشد به موضوع واقعی نمی رسد پس باید خود عمل کنیم ( ما اگر با تمام شاعرها رفت و آمد کنیم هرگز شاعر نمی شویم مگر اینکه شروع کنیم به شعر گفتن یا اگر با تمام فیزیک دان ها که همراه باشیم فیزیک دان نمی شویم مگر اینکه شروع کنیم به مطالعه کردن و کاوش کردن)
از مطالب فوق چنین استنباط می شود و عملا ما هم به این نتیجه رسیده ایم که در حل مشکلات خودمان بالاترین نقش بر عهده خود ما می باشد و مشکلات ما ممکن است بیماری جسمی باشد یا بی خوابی ویا ممکن است مشکل ما فقر باشد ویا ممکن است مشکل مواد مخدر داشته باشیم و یا یک مشکل عاطفی یا عشقی حال اگر تصور کنیم که دیگران باید بیایند ومشکلات ما را حل کنند بسیار در اشتباه هستیم و مثلا به این فکر باشیم که ( همسایه ها یاری کنید تا من شوهر داری کنم ) سخت در اشتباه هستیم.
ما بایستی بدانیم که برای حل هر مشکل بیشترین بار بر دوش خود ما میباشد و خود ما بایستی بیشترین تفکر و کوشش را برای حل آن بنماییم پس باز تاکید می شود که برای حل هر مشکل بیشترین بارش بر دوش خود ماست می گوییم بیشترین بار و نه همه اش و این را باید بپذیریم و بدانیم و تا وقتی ندانیم در عذاب و شکنجه و بلایا هستیم مسیولیت اینکار برعهده هیچکس نخواهد بود مگر شخص شخیص خودمان البته ما هرگز نمی توانیم منکر کمک و همدردی و یاری سایر انسانها و یااعضای خانواده باشیم ولی بایستی به این نکته توجه کامل داشته باشیم که نقش اول مسیولیت ها و یا حل مشکلات به عهده ماست زیرا ما به این حیات آمده ایم تا حل مشکلات را بیاموزیم بنابر این بایستی با تفکرو سعی و تلاش و امیدواری برای پیدا کردن کلید مسایل غیر قابل حل کوشش نماییم تا کلید را بیابیم . ( مثلا یک سری از همسفرها به کنگره می آیند برای آموزش که اینها خیال می کنند برای مسافر میآیند درست است که در ظاهر آنها برای مسافر می آیند ولی در اصل آنها برای خودشان است که به کنگره می آیند چون خود همسفرها خیلی حال خرابتری از مسافر خود دارند پس اینگونه می شود که همسفر در وحله اول برای خودش میآید و در وحله دوم برای مسافرش پس قاچ زین را بگیر سواری پیشکشت )
اگر امروز ما دچار مشکلات جسمی و روحی وروانی وعاطفی واقتصادی هستیم این دردها ورنجها چه مفهومی دارند؟ یک مفهوم آن این است که ما در گذشته درست عمل نکرده ایم ودانسته یا ندانسته مرتکب اشتباه شده ایم و این اوضاع واحوال ثمر کاشت بذرهایی هستند که ما با دست خودمان در گذشته کاشته ایم و سالها آبیاری نموده ایم پس خیلی طبیعی می باشد که امروز با انبوهی از گیاهان تلخ و زهرآگین مواجه هستیم مثل اینکه چکاب پزشکی باید میرفتیم که نرفتیم ویا اقساط بانکی را پرداخت نکرده ایم و اینها انبوه شده و مثلا حالا آمده اند که خانه مان را مصادره کنند ویا ممکن است سالها با همسر خود خوش رفتاری نکرده ایم همیشه منفی بین و منفی نگر بوده ایم ودر آخر زندگی خود را با دست خود نابود کرده ایم به هر حال این سوال مطرح است که چه باید کرد ضرب المثلی است که می گوید خود کرده را تدبیر نیست  آیا حالا باید خود را رها کنیم ویا اینکه بگوییم خود کرده را تدبیر است چرا تدبیر است برای اینکه باید دانست که هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند این باید در تفکر ما برود که هیچ وقت کاسه داغ تر از آش نمی شود پس هر انسانی بیشترین فکر را خودش راجع به خودش می کندو خودش باید مسایل را حل کند یعنی از این به بعد با تفکر و تدبیر در از میان برداشتن مشکلات خودمان به آرامی اقدام کنیم.حال می تواند مفهوم یا برداشت دیگری نیز وجود داشته باشد و آن اینست که بگوییم این مشکلاتی که امروز با آنها دست به گریبان هستیم خود من در بوجود آمدن آنهاهیچگونه نقشی نداشته ام مثل بیماریهای که مربوط به ژن ما می باشند مثل کسی که لال مادر زاد است و یا یک بیماری دارد که از پدر یا مادر به او منتقل شده و یا سایر بیماریهای ناخوانده ویا انواع واقسام مشکلات جور و واجور که خود ما در بوجود آمدن آنها هیچگونه نقشی نداشته ایم  پس حالا چه باید بکنیم
1. بگوییم این سرنوشت ماست و خداوند اینگونه سرنوشتمان را رقم زده و یا این شانس ماست و طبیعت اینگونه برایمان تاس ریخته است.
2. بگوییم این تقصیر پدر و مادر من است که من را با یک ژن معیوب بدنیا آورده اند و یا اینکه چرا من در این خانواده مشکل دار بدنیا آمده ام.
3. این تقصیر سایر انسانهاست ویا زمین و زمان مقصرند یعنی تقصیر کس دیگریست .
به هر تقدیر از طرح سوالات فوق و پاسخ به آنها به طور کلی دو راه مقابل ما قرار دارد یکی اینکه در جای خود بنشینیم بسوزیم و بسازیم تا خداوند و یا شخص دیگری پیدا بشود و مشکل ما را حل نماید واگر حل نشد دائما به زمین وآسمان و انسان ناسزا بگوییم .
که در اینجا شروع میکنیم با خداوند با زبان خوش صحبت کردن بعد یواش یواش ضجه و ناله وگریه و باز که جوابی نمی گیریم کار به فحش و ناسزا وکفر ادامه پیدا میکند .
در یک لطیفه که شاید به این مسیله مربوط باشد که البته با خداوند با دیالوگ های مختلف برخورد میکنند ( که یکی بود یک گاو شیری داشت و یک الاغ پیر الاغ که دیگر پیر شده بود و زمین گیر آدم دهاتی دائما دعا می کرد که خدایا این الاغ پیر شده دردش را کم کن و او را ببرش او به الاغ از سر دلسوزی علوفه میخوراند والاغ هم که نمیتوانست برای او بار حمل کند شده بود مفتخور و به کار نمی آمد باز دعا میکند و نذر میکند که سه روز هم روزه بگیرد تا خدا الاغ پیر او را ببرد خلاصه بعد از سه روز روزه در روز چهارم که منتظر بود خداوند نذرش را ادا کند بجای الاغ پیر گاو شیری میمیرد بعد دهاتی عصبانی می شود و رو می کند به خدا و می گوید خدایا تو که فرق گاو و الاغ را تشخیص نمی دهی چگونه نشسته ای خدایی میکنی)
پس می نشینیم ودعا میکنیم که خدا یا شخص دیگری مشکل ما را حل کند که اگر شد می گوییم چه خدای مهربانی ویا چه عمو و دایی خوبی داریم اما اگر مشکل حل نشد شروع می کنیم به ناسزا گفتن به خدا و عمو و دایی که چرا برایمان کاری نکردند.
یکی دیگر اینکه باید بدانیم وآگاه باشیم باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند و با تفکر و صبر و استقامت اقدام به حل مشکلات خود به صورت تدریجی و پله پله بنماییم و هرگز امید را از دست ندهیم چون پایان شب سیاه سفید است .
حالا برای خروج از مشکلات و یا بن بست و حرکت بسوی آسایش وآرامش و سلامتی بایستی نیروهای خود را و همچنین نیروهای تخریبی را کاملا بشناسیم و بدانیم که شیطان به زیباترین شکل ممکن و گاهی بصورت کاملا دلسوزانه وارد افکار و اندیشه ما می شود تا گوهر جان انسان را شکار نماید و از ما ویرانه ای بنا کند در این مبارزه نرم گاهی شیطان و یا کشش نیروهای منفی  و یا انسانهای منفی باف در همه جا ما را احاطه می کنند و دائما در حال  القا ویا الهام پیامهای منفی خود می باشند و ما با دشمن بسیار  نیرومندی که غیر قابل روئت نیز می باشد مواجه هستیم و با این القاعات از ما میخواهند که همه چیز را رها کنیم و در گوشه ای منتظر مرگ و نابودی باشیم ما می توانیم از صبح تا شب به زمین و آسمان ناسزا بگوییم ویا انسانهای دیگر را مقصر قلمداد کنیم ولی اکنون باید بدانیم که اینگونه با مسایل بصورت منفی بر خورد کردن هیچ دردی از ما درمان نمی کند بلکه ما را هر روز بیشتر وبیشتر به عمق ظلمات وباتلاق ها هدایت میکند.
اما مسئله دیگری که بایستی به آن توجه کنیم اینست که به گونه ای عمل کنیم تا در حیات خود پایه های مالی خود را مستحکم نماییم ولی نکته حائز اهمیت این است که ما اسیر آنها نشویم و در زندگی به گونه ای رفتار کنیم که مادیات در خدمت ما باشند ونه ما در خدمت مادیات.
حال بهتر است که یک نفس عمیق بکشیم و خوب فکر کنیم واز هیچ کس هیچ انتظاری نداشته باشیم و سر بلند بایستیم و بگوییم درختان ایستاده می میرند و تا لحظه مرگ از تلاش خود دست بر نداریم وبا امیدواری  و سربلندی  تمام به زندگی نگاه کنیم واین کاری بود که من در کنگره به انجام رساندم از هیچ جا کمک مالی قبول نکردم  والآن 14 سال است که کنگره بر پای خود ایستاده البته در شش ماه یا یک سال اول وضع مالی خوبی نداشتیم ولی بعد از آن یک روز نشده که مشکل مالی داشته باشیم.
باید تا جایی که می توانیم سدها و موانع را یکی یکی از  میان برداریم  چون از ناامیدی جز سیه روزی وغم واندوه که مانند موریانه  تمام وجود ما را خواهد خورد چیز دیگری برای ما به ارمغان نخواهد آورد و برای برداشتن موانع عقل سلیم حکم می کند که به آرامی و بدور از تشنج و شتاب زدگی عمل کنیم  ونردبانی را که به مرور زمان پله پله بالا رفته ایم به آرامی و به مرور زمان پله پله پایین بیاییم.
به هر حال نتیجه ای که میتوان از این وادی دریافت نمود بطور خلاصه عبارتند از:
1.کلیه مسئولیت کار و زندگی و مشکلات خودمان را بپذیریم .
2.کلیه سختی ها را با دل و جان بپذیریم.
3.سعی کنیم با تمام توان مسائل را با تفکر و تدبیر حل کنیم.
4.سعی کنیم از نظر مشورتی سایر انسانهای صالح استفاده کنیم  ولی تصمیم نهایی را خودمان بگیریم .
با تشکر و قدر شناسی از آقای مهندس دژاکام بنیانگذار کنگره 60