سفر اول و سفر دوم

میلاد : در سفر اول همیشه به این فکر می کردم که چگونه می توانم به سفر دوم وارد شوم که بعلت در جا زدن در سفر اول خیلی عقب افتادم و ناراحت بودم تا اینکه استادم آقای خدامی مرا به نظم و مرتب بودن تشویق و یاری کردند و از آنجا بود که از خودم راضی شدم ، در سفر دوم هم فکر می کردم که چکار باید بکنم یا چگونه عمل کنم که روی غلطک باشم فکر کردم اگر مانند سفر اول خوب سفر کنم ، سفر دوم هم رضایت بخش خواهد بود ولی اینطور نشد ، علاوه بر دیدگاه های آدم های اطراف یا خانواده ، خود من از خودم یک سری انتظاراتی داشتم که سعی می کردم خود را راضی کنم از طرز کارهایم که اگر نتوانم به مشکل بر می خورم یک جاهایی هم لازم است که دیگران از ما راضی باشند . من بدستور راهنما مدت ها کار نکردم و حالا در شروع سفر دوم کار برای کسب درآمد را هم شروع کرده ام . چند روز پیش اتفاق جالبی که برایم پیش آمد این بود که در نمایندگی قم استاد جلسه شدم و حال خیلی خوبی به من دست داد ولی در کل حالا این مشکل را دارم که نمی توانم مسئله کار و امرار معاش را با حضور داشتن در کنگره هم آهنگ کنم شاید هنوز نتوانسته ام به نظم کامل دست پیدا کنم ویا نمی دانم این تعادل را چگونه برقرار کنم و بتوانم هم پایه های مالی خود را محکم کنم و هم به علائق زندگی برسم و خلاصه همه چیز را با هم هم آهنگ و جور کنم.

محسن : من سعی کردم تعادل داشته باشم سفر اول را وقتی درست پی ریزی کنیم در سفر دوم استوارتر می شویم ، در سفر دوم بعلت تخریب هایی که داشتم نمی توانستم به همه کارهایم برسم در شروع سفر دوم کم رنگ بودم و کم به کنگره می آمدم چون در گیر مسائل کاری و خانواده بودم در اینجا آقای خدامی گفتند : که ما باید بعد از درمان به تعادل برسیم و با آمدن به کنگره می توان به تعادل رسید ، وقتی برنامه ریزی کردم دبیر شدن را تجربه کردم و به کارهای دیگرم هم بهتر رسیدگی می کنم . به نظر من باید در تمام امور برنامه ریزی کنیم تا به حال خوب برسیم .

محمد : تقلید وقتی در جایگاه آموزش باشد خوب است باید به قدیمی های لژیون دقت کرد و طرز اعمال آنها را یاد بگیریم و انجام بدهیم در سفر دوم هم همینطور می توانیم ادامه دهیم با نگاه کردن به قدیمی ها و برداشت از اعمال خوب آنها.

احمد : در ابتدای سفر دوم خوب ظاهر شدم و به کنگره می آمدم بعد فکر کردم که دیگر همه چیز درست شده ، دو ماه غیبت کردم و به کنگره نمی آمدم که باعث شد حس کنم از تعادل دور شده ام و از امروز تصمیم گرفته ام دوباره مرتب به کنگره بیایم .

بهروز : تجربه سفر دوم را ندارم ولی خیلی به این فکر می کنم که چگونه به سفر دوم برسم و به این فکر می کنم که تیپر دارویم را درست انجام دهم و سفر اول را با قدرت به پایان برسانم ، فکر می کنم خدمت کردن و ورزش برایم کمک خوبی باشند .
علی : در سفر با مشکلاتی روبرو می شویم ، مخصوصا مشکلاتی پیش می آید که به راحتی نمی توانم به هر کسی بگویم و منتظرم که راهنمایم را ببینم تا با او در باره مشکلم صحبت کنم .
حسین : یک تازه وارد وقتی به کنگره می آید با یک فکر افیونی وارد می شود و هیچ چیز نمی داند بهترین کار برای او این است که تسلیم شود ، بودند اشخاصی که در گذر زمان خراب کردند یکی از نشانه های خوب بودن این است که من از خودم احساس رضایت داشته باشم مثلا یک سفر اولی باید به خود بگوید که آیا درست تیپر می کنم و آیا وعده دارویم را سر ساعت مصرف می کنم ، که در صورت درست بودن شخص به خودش می گوید ( بارک الله ) . مسئله بعد حصور در کنگره است که من در آخر سفر اول مشکل داشتم و کم به کنگره می آمدم ولی وقتی میآمدم راحت تر بودم ، پس این حضور در کنگره است که می تواند حال و سفر مرا خوب کند . و بدانیم که مشکل هر کس به حد و اندازه آن شخص برایش پیش می آید و اگر مشکلی پیش آمد باید یاد بگیریم که چگونه آنرا حل کنیم چون پاک کردن سوال کار غلطی است .
جهانبخش : من اطلاعات زیادی ندارم فقط می دانم که باید حرف شنوی داشته باشم .
محمد : هر کس برای سفر وسائلی می خواهد ما هم که می خواهیم به اینجا بیاییم و سفر کنیم نیازهایی داریم و در اینجا باید مبدا و مقصد خود را مشخص کنیم و باید یاد بگیریم که سی دی ها و وادی ها را خوب یاد بگیریم و رعایت کنیم تا راحت تر به سفر ادامه دهیم .
علی : باید گوش به حرف راهنما بود ، من هر بار که غفلت کردم برگشت خوردم ولی الآن بهتر هستم.
ویلیام : فکر می کنم اجرایی و کاربردی کردن مثلا سی دی ها و یا نشریات کنگره را که می شنویم تاثیر خوبی رویمان داشته باشد و می توانیم در تمامی مشکلاتی که برایمان در طول سفر پیش می آید از راهکارهای راهنمایمان بهترین استفاده را ببریم ، انتخاب رشته ورزشی و در پی آن صبح زود بیدار شدن روی من تاثیرات مثبتی داشته که از راهنمایم ممنون هستم .
عباس آقایی : همانطور که راهنمایمان آقای خدامی گفته ، چهره رهجو باید با دفترش بخواند ، خدمت کردن در کنگره خیلی خوب است و بازتاب آن به خودمان بر می گردد و بدانیم که خداوند فرصت خدمت کردن در کنگره را به هر کسی نمی دهد پس بیاییم و اینجا را جدی بگیریم و هر شخصی می تواند به رهایی و کمک راهنمایی برسد در صورتی که اعمال درست داشته باشیم ، همه حرف ها را حتی کوچکترین حرف ها را جدی بگیریم و کاربردی کنیم ، نوشتارهای کنگره را عمیقا حس کنیم و بدانیم کسی به راهنما نزدیک تر است که فرامین او را دقیق اجرا می کند .
باتشکر فراوان از برادر بزرگمان
آقای عباس آقایی
در کنگره 60 به حلقه متشکل از راهنما و رهجویان او ، لژیون گفته می شود . لژیون ، واحدی آموزشی است با حضور راهنما و شاگردان او که معمولاً بعد از کارگاه های آموزشی کنگره 60 تشکیل جلسه می دهد.