کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر
باید بدانیم ، مطالبی را که در مورد تقدیر یاد گرفته بودیم کمی اشتباه است ، تقدیری که در ذهن ما جا افتاده اینست که فکر میکنیم هر اتفاق خوب یا بدی که برایمان رخ میدهد تقدیر ما بوده و این برای ما نوشته شده و مثلا در پیشانی ما نوشته بود که مصرف کننده باشیم و یا هر اتفاق بد دیگری را به تقدیر نسبت میدادیم و به این شکل در ذهن ما نقش بسته .


معنی تقدیر چیست = تقدیر از قدر میآید یعنی مقدار ، یعنی سنجش
تقدیر را باید اینطور معنی کنیم و بدانیم که هر چه که الان هستیم ، ثرمتمند و یا فقیر آدم سالم یا مصرف کننده اینها را خود ما خواسته ایم و این تقدیر حق ماست ، در هر جایگاهی که الان هستیم خود ما باعث آن شده ایم تقدیر ما این بود که مصرف کننده شویم ، اینرا خود ما خواسته بودیم ، کسی که چک بلامحل کشیده و در زندان است و کسی که درس خوانده و مهندس یا مکانیک شده و سعادتمند و خوشبخت است ، خودش این تقدیر را برای خود رقم زده که در زندان باشد و یا در رفاه زندگی کند .
کنگره 60 مهمترین آموزش را در این مورد به ما میدهد و میگوید همه کارها را خودمان انجام داده ایم و فلش تقصیر را به سمت خودمان نشانه رفته است و تقصیر کس دیگر نیست که مثلا بگوییم ، اگر در این خانواده بدنیا نیامده بودم الان وضعم این نبود و یا بهانه های دیگر .
ما حتی در صور پنهان خود هم نقش تعیین کننده داریم ، هر کس در هر نقطه ای که هست مربوط است به عملکرد خود آن شخص .
اگر ذره ای خوبی یا بدی میکنیم تقدیر خود را رقم میزنیم و میخواهیم که در آینده چه اتفاقی برایمان رخ دهد پس حالا باید اینرا بدانیم که خود ما نویسنده داستان زندگی خود میباشیم .
بچه های سفر اولی میتوانند تقدیر خود را بنویسند که مثلا به رهایی برسند و دو یا سه سال دیگر کمک راهنما شوند یا خیر ، اگر اینرا پذیرفتیم که خوب است و در غیر اینصورت چیز دیگری نیست .
ممکن است در آغاز کمی سختی بکشیم ولی آرام آرام که آموزش های کنگره را می فهمیم به این نتیجه میرسیم که در تقدیر ، ریش و قیچی دست خودمان است .
تقدیر تیری است که در گذشته رها کرده ایم و میرود که به هدف بنشیند و هدف همین لحظه است که در آنیم ، یعنی کارهایی که در گذشته کردیم الان دارد به نتیجه میرسد .
یک مصرف کننده میرود و مصرف میکند و اینرا ادامه میدهد تا زمان مرگ ولی یکی دیگر ممکن است به کارتن خوابی هم برسد ولی مسیرش را تغییر دهد .
پس اعمال ما میتواند در تقدیر ما نقش داشته باشد ، کنگره را پیدا کردیم ، میتوانیم به رهایی برسیم ، کمک راهنما شویم و یا میتوانیم وسط سفر از راه برگردیم و باز یک مصرف کننده شویم ، یک نفر ممکن است شکست بخورد ولی میتواند مسیرش را عوض کند و به پیروزی برسد .
اتفاقات میتوانند عبرت دهنده و یا نابود کننده باشند ، همین اعتیاد میتواند برای ما یک درس بزرگ باشد.
در کنگره 60 به حلقه متشکل از راهنما و رهجویان او ، لژیون گفته می شود . لژیون ، واحدی آموزشی است با حضور راهنما و شاگردان او که معمولاً بعد از کارگاه های آموزشی کنگره 60 تشکیل جلسه می دهد.