سردار : لنگر کشتی را بکشید 

در شروع سفر در شرایط چندان مساعدی نیستیم ، یعنی خیلی چیزها را از دست داده و یا در حال از دست دادنیم ، بعضی پول خود را ، بعضی ها کار خود و بعضی هم ممکن است که خانواده خود را از دست داده و یا از خانواده خود طرد شده باشند ، زمان در حال عبور است ، این حیات همینطور است که میبینیم .

گاهی در اوج بلندی هستیم و از بالا دنیا را تماشا میکنیم و گاهی با نداری و نداشتن ، مثلا با یک وسیله ساده و کوچک به تمام مکان ها سر میزنیم و زمانی هم در جایی ثابت میمانیم ( اعتیاد ) و به فکر حرکت نمیباشیم .

ولی میدانیم که باید حرکت کنیم ، باید جایمان را تغییر دهیم ، اما در میان مشکلات اسیر میباشیم ، طوفان و سیلاب مشکلات همچنان ادامه دارد ، ولی وقتی شروع میکنیم به تفکر درست ، وقتی درک میکنیم که بیهوده نمیباشیم و هیچ کس بیشتر از خودمان به فکر ما نیست و حل مشکلات خود را به خداوند هم نمیتوانیم واگذار کنیم ، آنگاه است که از خود و نیروهای درون خود یاری میطلبیم تا از قدرت آنها بهره مند شویم .

باید آگاه باشیم که میتوانیم از نیروهای الهی خفته درون خود ، برای رهایی از مشکلات خود استفاده کنیم در شروع مشکل است اما :

لنگر کشتی را از آب بکشید

از این گذرگاه زندگی که در پیش روی ماست و همواره در حال تغییر است میتوانیم راحت عبور کنیم و به جایی برسیم که غیر ممکن ها را ممکن سازیم ، باید بدانیم در آنچه به سرمان آمده و میآید خود ما بی تاثیر نبوده ایم ، بدانیم آنچه را یا این جسم را که خداوند به ما داده به اندازه تعادل باید از آن بهره ببریم و استفاده کنیم میتوان اینطور گفت که برای خوب بودن لازم نیست که مرتاض یا عارف و بیابان گرد شویم و خود را از لذت های زندگی محروم کنیم ، نباید جسم خود را بیازاریم ، خداوندد هم این را دوست ندارد .

 در طول سفر آن فرمان ها را که لازم است راهنما به ما میدهد ، این با ماست که کدام راه را انتخاب کنیم .

با تشکر از آقای خدامی راهنمای لژیون