آقای خدامی گفتند : خداوند در جهان هستی فرمانده های متعددی را جهت مبارزه با نیروهای تاریکی بر می گزیند ، در بعضی مواقع تصور می کنیم که نیروهای راستین در حال نابودی می باشند اما خداوند به آنها فرصتهای دوباره و یا چندباره می دهد که به جهان برگردند تا به تکامل برسند . وجود نیروهای تاریکی برای امتحان انسان لازم است و با امتحان است که می تواند بداند در کجای کار قرار دارد . در ضمن نیروهای راستین و نیروهای تاریکی با تقابل با هم ، شرایط رشد یکدیگر را به وجود می آورند .

 

 

 

از زمانی که انسان با مفهوم محبت آشنا می شود ، می توان گفت تازه وارد زندگی شده است . هدف از مردن و دوباره متولد شدن انسان ، رسیدن به تکامل و در نهایت رسیدن به قدرت مطلق است و این پروسه نیز کاملا عشق و محبت است چرا که خداوند سراسر عشق است و محبت .

انسان با وجود عشق می تواند سختی های زیادی را تحمل کند تا کاری را که خواست انجام آن را دارد به سرانجام برساند ، مانند کاری که محققین ، استادان ، راهنمایان ، مددکاران و غیره ...... انجام می دهند و هر آنچه را که به دست می آورند بدون کوچکترین چشمداشتی در اختیار دیگران قرار می دهند . البته انجام آن کارها اجباری نیست بلکه با وجود عشق است که با تمام وجود خواست انجام آن کارها را دارند .

انسانی که معنی عشق و محبت را با تمام وجود حس کرده باشد قادر است با تمام موجودات ارتباط برقرار کند و از این ارتباط لذت ببرد و در مقابل انسانی که قادر به برقراری این ارتباط نیست ، نشانه ای است از اینکه محبت را حس نکرده و در او وجود ندارد . انسان تا زمانی که درصف نیروهای تاریکی قرار دارد و سراسر وجودش را تاریکی فرا گرفته است ، نمی تواند معنی عشق و محبت را درک کند و کسانی که در حال تزکیه و پالایش خود هستند و در صف نیروهای راستین قرار می گیرند عشق و محبت را با تک تک سلولهایشان لمس می کنند .

خداوند برای اینکه انسان قدرت طی کردن سفری را که برایش در نظر گرفته است ، داشته باشد ، عشق و محبت را در وجودش قرار داده است ، بنابراین چطور می توان تاثیر عشق و محبت را نادیده گرفت و اگر در گذشته سختی ها و مشکلات عدیده ای کشیده و نامهربانی های زیادی دیده ایم به این علت است که بناهای ساخته شده توسط ما در ضد ارزش ها بوده است .   

معنی عشق گذشتن از خود و کمک به دیگران است . هر انسانی در این جهان چیزی برای بخشیدن دارد و اگر قادر بود آن را به دیگری ببخشد و فقط برای خود نگه ندارد ، مملو از عشق و محبت است . و انسانی که از نظر جسم و فیزیک دارای سلامتی نباشد ( داشتن اعتیاد ) مفهوم عشق را نخواهد فهمید .

برای تقابل با یکسری از انسانهای انسان نما که کارشان خرابکاری است می بایست ابتدا خود آموزش ببینیم و به آنها هم فرصت آموزش دیدن بدهیم تا خود را تغییر بدهند اما با دیدن آموزش هم کارهای خود را تکرار و تخریب ایجاد می کنند و معنی محبت را درک نمی کنند ، بنابراین باید به آنها فرصتهای دوباره داد تا تغییر کنند و اگر نخواستند که خود را اصلاح کنند ، آنها را رها کنید و در نهایت شما هستید که شرایط را برای زندگی خود می سازید ، بنابراین طوری بسازید که برای افراد خرابکار قابل نفوذ نباشد .

 

با احترام مسافر محمد